همه انسانها به نوعی تحت استرس هستند (اتکینسون [1]و همکاران ، 2000) مردم فشار روانی را در سراسر تاریخ تجربه کرده اند فشار روانی بخشی از روابط انسانی است آن گونه که در هنر و ادبیات تمامی اعصار ثبت شده است در زندگی روزمره فشار روانی به راههای مختلف خود را نشان می دهد (پاول و اندایت، 1990) رویدادهای بیشماری در ما فشار روانی ایجاد می کنند بعضی از این رویدادهای مانند جنگ، حوادث اتمی زلزله، و سیل تغییراتی هستند که عده کثیری از افراد در تحت تاثیر قرار می دهند موارد دیگر از قبیل رفتن به محل جدید تغییر شغل، ازدواج، از دست دادن دوست، ناراحتی از یک بیماری، فقط در زندگی مخفیافراد اثری گذارند، مشکلات روزماره مانند گم کردن کیف پول، گیر افتاد در ترافیک، جرو و بحث با استاد درس نیز می توانند بصورت گونه ای از فشار ها تجربه شوند سرانجام جریان استرس می تواند در درون خود فرد از قبیل اعمال و فعالیتها و یا آرزوهای متعارفی ایجا د شوند(اتکنیسون و همکاران، 2000)

استرس یک موضوع عود است (دیویسون و نیل، 2001 به اتکینسون و همکاران 2000)، و همه افرادآنها را به گونه های مختلفی تجربه می کنند تجارب افراد از فشار روانی به صورت طیف وسیعی از حالات و رفتارها خود را نشان می دهند افراد به هنگام تجربه آن حالاتی از قبیل شادی و شعف و اضطراب ، افسردگی، پرخاشگری و تحریک پذیری نشان می دهند (دیوسیون و نیل، 2001، اتکنیسون و همکاران، 2000، ریو، 1992، ساراسان و سراسون ،1987) با وجود این تعریف استرس مساله مشکلی است (ریو، 1992) شاید بتوان گفت، تعریف و تعیین ماهیت فشار روانی خود یک مساله فشار زا است برای مشخص کردن مفهوم فشار روانی بهتر است نگاهی به چشم انداز تحول تاریخی آن افراخته شود تحول تاریخی

ظهور پدیده فشار روانی در زمینه مسایل بهداشتی و بهزیستی، مرهون تلاشهای پزشکی بنام هاش میله 1 است. وی براساس یکسری از ماینات و مطالعات که بر روی حیوانات انجام داده سندرم انطباق عمومی 1 را بعنوان پاسخی زیست شناختی به فشار مداوم و مستمر فیزیکی مطرح نموده و تشریع کرد (دیویسون وینل، 2001، پاول و اندایت ، 1990) طبق نظریه سلیه سه مرحله فیزیولوژیکی مخرب وجود دارد اول بدن وارد مرحله هشدار می شود مرحله هشدار برانگیختگی سمپاتیک است بطوری که قلب ششها، و دیگر اندامها فعالیتشان را افزایش می دهند با تداوم استرس بدن وارد مرحله دوم فعالیت سمپاتیک یعنی مرحله مقاومت[1] می شود در طول مدت این مرحله بدن بود ندارد دستگاه عصبی سمپاتیک خود را برای همخوانی بادرخواستهای استرس هماهنگ می کنند اگر در خواستهای استرس برآورده نشود و آنها ادامه یابند بدن وارد مرحله آخریعنی فرسودگی [2] می شود در مرحله فرسودگی بدن بالاخره مقاومتش را از دست می دهد به طوری که اندامهای بدن در معرض آسیب قرار می گیرد (ریو1992) اگر طی مرحله فرسودگی استرس تداوم یابد ارگانیسم می میرد یا آسیب برگشت ناپذیری پیدا می کند(سلیه، 1950، به نقل از دیوسیون و نیل، 2001)

بالاخره مفهوم سلیه از استرس در ادبیات روانشناسی را یافت بعضی از پژوهشگران راه و سیله را ادامه داده و همچنان استرس را بعنوان پاسخی به شرایط محیطی در نظر گرفته اند و آنها را بر پایه ملاکهای مختلفی همچون  آشفتگی هیجانی[3] و تخریب عملکرد تعریف کردند (ساراسون و سارسون، 1987 دیوسیون و نیل، 2001 مشکل این تعریف مبتنی بر پاسخ به استرس آن است که ملاکها کاملا مشخص 1 نیستند. تغییرات و روانشناختی در بدن می توانند در پاسخ به یک تعداد محرکها از قبیل ورزش عشق و یک حادثه از لذت بخش روی دهند که ما آنها را فشار زا نمی یابیم (ریو 1992 اتکیسون و همکاران 2000)

بعضی دیگر از پژوهشگران به استرس بعنوان یک محرک می نگرند و اغلب آن ها را به عنوان فشار امور اشاره قرار داده و با فهرستی بلند از شرایط محیطی شوک الکتریکی، بدهکاری، محرک غیر قابل کنترل، رویدادهای فاجعه اخیر زندگی، حروبحثهای روزانه، و محدودیت از خواب تعریف کردند.

محرکی که فشار زا تلقی می شود می تواند، عهده (مرگ فرد مورد علاقه)، خفیف (جروبحثهای روزانه، گیرکردن در ترافیک)، شدید (شکست در امتحان)، مومن (محیط شغلی ناخوشایند بلند مدت باشد اکثر این حوادث فشارزا تجاربی هستند که مردم آنها را ناخوشایند درک می کنند (اتکینسون و همکاران،2000) کارها و عقاید – و راهه را در این گروه می توان قرار داد (دیوسیون و نیل، 2001،ریو،1992)، تعریفهای مبتنی به پاسخ [4] نیز همانند تعریفهای مبتنی به محرک [5] با مشکلاتی مواجه هستند. تصریح واقعی آنچه یک فشار زا را بوجود می آورد دشوار است. بعنوان مثال، علیرغم اینکه ازدواح منفی نبوده و معمولا رویداد مثبتی است بعنوان یک فشارزا در نظر گرفته می شود، چون انطباق با آن لازم است. بعلاوه افراد در حد زیادی در کیفیت پاسخ به رویدادهای زندگی تفاوت را یک حادثه واحد در افراد به یک میزنان فشار روانی بوجود نمی آورد برای مثال خانواده ای که خانه خود را در یک سیل از دست داده اند و پول کافی برای بازسازی ندارند بدلیل داشتن یک شبکه قدرتمند از دوستان صمیمی در دور و برخورد نسبت به خانواده ای که نه پول   برای بازسازی ندارند بدلیل داشتن یک شبکه قدرتمند از دوستان صمیمی در دور و برخورد نسبت به خانواده ای که نه پول کافی برای بازسازی دارند و نه شبکه اجتماعی جهت کسب حمایت برخوردار هستند رویداد را کمتر می یایند (دیویسون و نیل،2001،کیرما یرو تایلند،1997) .

بعضی از افراد معتقدند که امکان ندارد، بطور عینی رویداد ما یا کیفیت موقعیتها را بعنوان فشار زاهای دو انتسناتی تعریف نمود، آنها بر جنبه های شناختهی استرس تاکید می کنند یعنی ها چگونه تعیین کنند های محیطی را درک کرده یا ارزیابی می کنیم (دیوسیون و نیل ،200، اتکنیسون و همکاران، 2000، ریو، 1992) بسیاری از پژوهشگران دلیل تنوع و متعدد پاسخهای فردی را این می دانند که فشار زا بودن رویداد حداقل بطور جزئی به این امر وابسته است که آن رویدادها از سوی فرد چگونه ارزیابی سنجیده می شود (بروین 1988، کلایلک[6] 1998.(